امروز ناهار دلمه ی برگ جلبک داشتیم، ولی من اصلا میلم نمی کشید. بابام گفت:《چرا با غذا بازی می کنی؟》مامان کفت:《از صبح کلی زحمت کشیدم تا این غذا را پختم، چرا نمی خوری؟》من هم راستش را گفتم که دلمه برگ جلبک دوست ندارم و دلم می خواهد به جای آن، برویم رستوران خرچنگ و یک همبرگر خرچنگی بخورم! بابا گفت:《این فست مرجان ها برای همه ی موجودات دریایی مضّر است، به خصوص موجودات دریایی توی سن تو که درحال رشد هستند مامان هم گفت:《هیچ می دانی روغن روی اجاق گاز ها که توی این فست مرجان ها هست، چی سر معده ی ما ستاره دریایی های گیاه خوار می آورد؟》بعد هم نیم ساعت درباره ی فواید غذای حرف زدند. من هم در این مدّت سعی کردم دلمه هایم را زورکی بخورم و به این فکر کردم که آیا می شود پدر و مادرهای آینده، کمی عوض شوند و بدون هیچ غرولندی برای بچّه هایشان فست مرجان بخرند و بیاورند خانه؟!
برچسب:
نویسنده: یلدا قنبریپور